X
تبلیغات
✘ عِــــشـــــق مـــــــــــــرده ✘








✘ عِــــشـــــق مـــــــــــــرده ✘

√ هـــــــــر كه مـــــــــرا ديــد تورا نفريـــــــــن كـــــــــرد √

گندم های هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند :
قصه ی ما گرچه نان نداشت اما پایانی سبز داشت !
پایان امسالتان سبز باد …
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 13:32 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



آواز عاشقانه ما درگلوشکست

حق باسکوت بود، صدادرگلوشکست

فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماند

نفرین وآفرین ودعادرگلوشکست

درزدم، کس این قفس راوانکرد

پرزدم، بال وپرم آتش گرفت

ازسرم خواب زمستانی پرید

عشق درچشم ترم آتش گرفت...

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 11:13 توسط √Reza|




شاید بهم بگى مغرور یا بی احساس ولى من عادت ندارم به چیزاى عمومى حس خاصى داشته باشم !

خاص دیروز ،عام امروز
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1392ساعت 20:11 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



اشتباهی برایم نوشت سلام نفس

همان که یک دقیقه بیش شب به خیر گفته بود



برچسب‌ها: اشتباه, عشق
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392ساعت 21:58 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|




♖♘♗♕♔♗♘♖
♙♙♙♙♙♙♙♙
╗════════╔
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
╝════════╚
♟♟♟♟♟♟♟♟
♜♞♝♛♚♝♞♜
مات شُدم
هیچ میزِ شَطرَنجی هَم در میان نَبود!
این وَسَط فَقط یک دِل بود

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 23:40 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



سلام به تك تك لاور هاي عزيز .

كلبه ي ما به دنبال نويسنده فعال ميگرده .از دوستاي عزيز تقاضا داريم هر كي تمايل به نويسندگي در كلبه ي ما داره مشخصات خودشو تو قسمت نظرات همين بخش به صورت خصوصي بيان كنه.

ممنونم

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 10:45 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



ميرم اما چمدانم را نمی برم . . . .
سنگین است روزهایی که بی تو زندگی کرده ام !

http://axgig.com/images/06207756243199466486.jpg


برچسب‌ها: سفر, چمدان, حرف هاي سنگين, جدايي, اعداام
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392ساعت 15:43 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



هه ، چهارشنبه  30/5 تولدم بود ولي متاسفانه .....

-------------------------------------------

شب تولد منه ، ببين كنارمن همه

امشب نگاه تو فقط ،اينجا كنار من كمه

دور و ورم شلوغ شده ، انگار كه هيشكي نيست پيشم

دلم هواتو  ميكنه ، چشام دوباره خيس ميشن

چشامو باز مي بندمو ،شعمارو خاموش ميكنم

هر چي كه بين ما گذشت ، امشب فراموش ميكنم

ميگذره امشبم ولي ، من كه ازت نميگذرم

به گريه هام نگاه نكن ، من از تو بي وفا ترم

---

شب تولدمه ميبيني كنارمن همه

همه چي رو به راهه يه جا فقط كمه

واسه دستاي تو ، آخه سخته حضمش

كه به روزاي خوبمون پشت كرد و رفتش

اه ، اصلا امشب انگار رد داده مخم

راستي يكي بهم بگه امسال چند ساله شدم ؟

شمعارو فوت كردم خاطراتت دود شد باهاشون

ببين از اين به بعد امثال دور ما زيادن!!!

من رو پايه خودمم ، اگه فراموش ميشم

به جاش حرفاي دلمو همه شبا گوش ميدن

شب تولدمه كاش هيچ وقت خراب نميشد

حالا بندا بالا ابروهاي پرانتزيتو

تو رفتي و  كاري كردي كه تو حسرت بشينم

شب تولدمو تنها تو خلوت بگيرم

بيخيال سعي كنيم واس هم پشت باشيم

ما تنها ميمونيم تا كه شما خوش باشي

ما تنها ميمونيم .....

توام چه راحت كشونديمون هي به بيراهه

شب تولدمه ، جلوم يه كيك سياهه 

و يه مشت شمع روشني كه هي فنا ميرن

قطره قطره آب ميشن و رو كيك سرازين

آره آرزو هاي منم هي فنا فنا ميرن

و هي بها ميدن به تويي كه هميشه مارو كوچيك ميدي !!!

به تويي كه عشق و تو لباس و تيپ ميدي

به تويي كه واس ما داشتي آغوش سردي

آره ، شعمارو تو تنهايي خاموش كرديم 

----------------------

ديگه فندك ندارم آخه ميخوام كه چيكار

وقتي روشن ميشه رو لبم سيگار با سيگار



http://bearhome.persiangig.com/weblog/chocolate-cup-cake2.jpg


نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1392ساعت 13:27 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



غفلت کرده ای مادر
پشت این قلب عاشق ، فرزندت آرام آرام جان میسپارد و تو فراموش کردنت را به او نیاموخته بودی !

--------------------------------------------


توجه !!!                         توجه !!!!!

بهتره كه اين اسم مستعاري رو كه روم هست رو بردارم و اسم واقعيم رو همه بدونين .
امير اسمي بود كه ي ....
به هر حال اسم من آرا هست .
آرا = امير لاور سابق


برچسب‌ها: جملات سنگين, جملات قاصر, مادر, حرفاي قشنگ
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 19:11 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



قبل رفتن به جهنم این دیالوگ را خواهم گفت : خدایا ببخش که ناامیدت کردم

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-02/28/1_hell-lake-of-fire.jpg

------------------------------------------------------------------------

plz add me

fb.com/araakbari

mycamp.ir/rahgh0zar



برچسب‌ها: نا اميد, جهنم
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1392ساعت 12:36 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



میگن هر وقت آب می خوری بگو “ یا حسین ”؛
این روزها که آب می بینی و نمی خوری آرام بگو “ یا اباالفضل ”

http://upload.iranvij.ir/images_dey91/21970933348562524973.jpg


ماه مبارك رمضان ماه ميهماني خدا بر تمام مسلمانان جهان مبارك باد


برچسب‌ها: رمضان
نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1392ساعت 10:22 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|




هوا باراني است ولي اي شيشه ؛ چرا بخار نميگيري ؟
نترس
؛ رفت .......
ديگر اسمش را رويت نمي نويسم !!!



http://asmoon.persiangig.com/image/lovely-photographs-of-rain_52.jpg

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1392ساعت 12:45 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



 

گــــــــــــــــاهی از زندگی آنقدر خســــــــته میشوم 

کهـــــــــ........

دوست دارم ساعت خوابمـــــ را رویــــــ

هیچ وقتــــــــــــــــ کوک کنم!
 
 

 

  خدایـــــــــا...

  حالـــم خــــوب نیــست ... 

 یــک مســــکن قـوی می خواهم 

 بدون تـجویز روزگـــار هــم...

 "مــــــــرگ" میدهی.....؟؟؟

 

 

انقدر احساس تهـــــہ دلـــــہ من انبار شده کـــــہ اگـــــہ یـــــہ روزی

احساسمونمــ تحریمــــ کردن...

من قولـــــہ خود کفایــــے میدم!

 

 

    تو در خیالــــہ  من زندگــــے میکنــــے و من در خیالتـــ مفقود الاثر شده امــــ...  

 

 دلتـــ که خورد شد.کوچــــ.ہ ی احساستــ ــــــ را سال به سال شهرداری هم جارو نیمکند...

تنهایــ هآمو پیش فروش نمیکنم..شاید یـــــہ روز قیمتش رفتــ ـــ بالآ..........

 

دکتر پای نسخه ام بنویس “ممنوع ملاقات..بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد . . .

 

خدایا به امید خودت نه بنده های بی خودت !

 

6e37b40a5028c3d0e5e981027ad45134-425


نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392ساعت 17:2 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



به او گفتم :

کبریت هایت کو ؟؟؟ میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم !

خنده ی تلخی کرد و گفت : کبریت هایم را نخریدند ٫ 

سال هاست که خود را میفروشم ..!!!!!!  


------------------------------------------------------------------------

plz add me

fb.com/araakbari

mycamp.ir/rahgh0zar

نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 16:10 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



من با كناري ات كنار نمي آيم

كنار ميروم


نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 10:12 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



با کسی که دوستش داری

فیلم نبین ...

آهنگ گوش نده ...

به پیاده روی نرو ...


خاطره نساز !!!

وقت نبودنش می فهمی که چی میگم ...

گـاهـی ایـنـکـه صـبـح هـا...

دلـت نـمـی خـواد بـیـدار بـشـی..

هـمـیـشـه نـشـونـه ی تـنـبـلـی نـیـسـت !!!

خـسـتـه ای از زنـدگـی...!

نـمـی خـوای قـبـول کـنـی کـه یـک روزِ

دیـگـه شـروع شـده ...!!! 

 

     | از یِـﮧ جـایـﮯ بِـﮧ بَـعـב בیـگِـﮧ بُـزُرگـ نِـمـیـشـﮯ ، پـیـر مـیـشـﮯ . . .

       از یِـﮧ جـایـﮯ بِـﮧ بَـعـב בیـگِـﮧ פֿَـسـتِـﮧ نِـمـیـشـﮯ ، مـﮯ بـُرے . . .

              از یِـﮧ جـایـﮯ بِـﮧ بَـعـב בیـگِـﮧ تِـڪـرارے نـیـسـتـﮯ ، زیـاבے‌ هَـسـتـﮯ . . .

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 0:22 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



 

وقتـےِ  رفتـﮯ  یـــــاבمـ  بیـــــاور..............

פֿـاطــراتتـــ  را هـــــم بـבهــــم  ببــــــرےِ

خوבت  کـﮧ  نــــباشـےِ بـﮧ  چـﮧ  کارمـ  مـےِآیــــــنـב  ؟

فقط  ذره  ذره نــــــابوבیمـ  را ضـــــمانت  مـےِکننـב . . .
 
 

 

بادِ سَردی آمد . تکه کاغذی را با خود آورد.. 

روی کاغذ نوشته شده بود...

 من تو را از یاد بُرده ام....

نکند آن کاغذ تکه ای از دفتر خاطرات تو باشد!!!!


                 توجه.........                      توجه .....     

            نویسنده جدید:shima    

                                                                      shima+amir-lover                                                                                                                    

نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 1:22 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



Salam be tak tak dostan.midonam ke az dast ma narahatin.vali dalil ghabele ghaboli daram.moteasefane baz afsordegi omade samtam.sob ta shab karam faghat to tariki ashk o nalas.sharmandam ke nemitonan javab nazarato bedam.doreyeh darmanam dare takmil mishe ishala be omid khoda ta hafteyeh ayandeh page ba chandta tez monfajer mishe.midonam vase goftan in harf kheyli dire vali sal noton mobarak.arezoo mikonam ke to in sal jadid hame be eshghe pakeshon beresan nashan mesle man ke ham 4 sale pish ham hala shekast khordam.dar kool doseton daram.tanham nazarid.mer30. Amir
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 11:36 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



روی یه تخته سنگی نوشته شده بود :اگه جوانی عاشق شد چه کند؟

منم زیر اون نوشتم باید صبر کند....

برای بار دوم از آنجا رد شدم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود :

اگر صبر نداشت چه کند؟

من یاد غوره هایی افتادم که از صبر حلوا نشده بود ...

با بی میلی و بی حوصلگی نوشتم بمیرد بهتر است...

برای بار سوم که از آنجا عبور میکردم انتضار داشتم زیر نوشته ی من نوشته ای باشد ...

اما جوانی را مرده یافتم.....


http://sepide1.persiangig.com/4_grave.jpg




نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 21:8 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|



سلام به تک تک لاور های عزیز و دوست داشتنی.اولا که ممنونم از تک تکتون که مارو تنها نمیزارید و با نظرات و انتقادات خودتون مارو تو بهتر شدن کلبه ی جنگلیمون کمک میکنید.

بعضی از دوستان به ما پیام دادن میخواستن بدونن که من واقعا تنهام یا نه ...؟؟؟؟!!!!!

سوال عجیبیه ولی باید جواب بدم !!!!!

دوستای عزیز تنهایی من این نیست که دور و ورم کسی نباشه ..... تنهایی من از خود دور شدنه ...

من تو روزای گذشته و خوبی که داشتم غرق شدم و دارم زندگی میکنم.اصلا انگار تو این دوره نیستم.به طور کلی با تموم آدمایی که تا حالا دیدم فرق دارم.همیشه ساکتم سردم.یه گوشه میشینم و تو افکار خودم فرو میرم ....

این خودش یه نوع بیماریه که من دچارش شدم . بیماری که توش نبود خیلی چیزا حس میشه .

شمایی که تند تند پیام میدی و این سوالو میپرسی من از خودم دور شدم و خودمو گم کردم تو این روزای لعنتی...

فکر کنم با این حرفام به جواب رسیده باشین....

**** فراهانی

**** ابراهیمی

****مولایی

****محمدی

****خسته دل

و خیلیای دیگه

عاشقتوووونم

امیر

---------------------------------------------------------------------------

خدایا ........

طاقت من را با طاق آسمانت اشتباه گرفتی؟؟!!!!

این پیمانه سال هاست که پر شده ...

خسته ام اما تحمل میکنم..

خدایا  .......

روزگارت با من و احساسم  بد تا کرد



http://images.persianblog.ir/626416_QQyFv6O3.jpg



نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1391ساعت 11:42 توسط ♥☻ArA - A2☻♥|




مطالب پيشين
» sal noOoOoO
»
»
» اشتباه تلخ
» مات
» جذب نويسنده
» چمدان
» ✘ تــــــــــــفلد
» مادر
» نا امـــــــــيد
Design By : ParsSkin.Com